الشيخ رسول جعفريان

240

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

آسمان سخن مىگويد ؛ تا آن كه از خدايان عيب گيرى كرد و پدران آنان را به دليل كفر ، گمراه شمرد ؛ آنگاه خداوند به او دستور داد تا رسالت خود را با صداى بلند اعلام كند . او نيز دعوت را آشكار كرده ، در بطحا ايستاد و فرمود : من رسول خدا هستم ، شما را به عبادت خدا و ترك عبادت بتها دعوت مىكنم ، بتهايى كه هيچ نفع و ضررى ندارند ، خلق نتوانند كرد و روزى نتوانند رساند و زنده كردن و ميراندن نتوانند . از آن زمان قريش استهزاى خود را آغاز كرد و از ابوطالب خواست تا مانع از كار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شود . « 1 » عموم سيره نويسان گفته‌اند كه پس از نزول آيهء « أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » « 2 » و نيز آيه « فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ » « 3 » دعوت علنى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آغاز شده است . « 4 » در روايتى از امام صادق عليه السلام آمده است كه آن حضرت سه سال در مكه كار خويش كتمان كرد ، آنگاه خداوند به دو دستور داد تا دعوت خويش را آشكار كند و او چنين كرد . « 5 » پس از آن بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم طى چندين نوبت در جلساتى كه ترتيب داد ، رسالت خود را اعلام كرده و از مردم خواست تا اسلام را بپذيرند . بر اساس آيهء مذكور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مكلف بود تا ابتدا عشيرهء نزديك را انذار كند . طبرى به نقل از ابن اسحاق دربارهء شأن نزول آيهء مذكور مىنويسد : على عليه السلام گفت : وقتى آيهء « أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » نازل شد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مرا فراخواند و فرمود : اى على ! خداوند به من دستور داده تا عشيرهء نزديك را انذار كنم ، من در اين باره تأمل مىكردم تا جبرئيل آمد و گفت : اگر آنچه را كه بدان امر شده‌اى عمل نكنى ، عذاب خواهى شد . اينك براى ما طعامى بساز ، آنگاه بنى عبد المطّلب را فراهم آر تا با آنان سخن گويم . على عليه السلام مىافزايد : من چنين كردم . آن زمان بنى عبد المطلب حدود چهل نفر بودند كه عموهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز در ميان آنان بودند . پس از آن كه فراهم آمدند و طعام را خوردند ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خواست سخن بگويد ، اما ابولهب مانع شد ، فرداى آن روز نيز چنين كردم و پس از صرف طعام ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به آنان فرمود : اى فرزندان عبد المطلب ! من جوانى را از قومى نديده‌ام كه بهتر از آنچه كه من براى شما آورده‌ام ، براى قومش آورده باشد . من خير دنيا و آخرت را برايتان آورده‌ام . خداوند به من دستور داده تا شما را دعوت كنم . هر كدام از شما كه مرا در اين دعوت وزارت كنيد

--> ( 1 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 23 ( 2 ) . شعراء ، 214 ( 3 ) . حجر ، 94 ( 4 ) . نك : الدرالمنثور ، ج 4 ، صص 107 - 106 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 2 ، صص 319 - 318 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ج 1 ، صص 263 - 262 ( 5 ) . التفسيرالعياشى ، ج 2 ، ص 253